دفتر ايام

خاطرات، اجتماعي، فرهنگي، سياسي

تبلیغات تبلیغات

سفرنامۀ کرمان (1)

دوم اسفند 1372 یعنی درست سی سال پیش ار رساله فوق لیسانسم در دانشگاه کرمان دفاع کردم. تصادف غزیبی بود که ثبت نام نیز در دوم اسفند 70 اتفاق افتاده بود. یعنی دقیقاً دو سال تمام در دانشگاه شهید باهنر کرمان بودم. به‌طور قطع بهترین دوران زندگی‌ام این دو سال زندگی در کرمان بود. بهترین دوستان و وفادارترین در این دوره اتفاق افتاد. احمد شجاع ساده دل درس‌خوان با پشتکار عالی که در همان دوره ارشد مقاله‌ای در باره مجموعه‌های های امگا حد در گلچین ریاضی شیراز به چاپ
ادامه مطلب

سفرنامۀ کرمان (2)

هم‌اتاقی بعدی‌ام رامتین گلبانگ بود. یکی از استتثنایی‌ترین آدم‌هایی که سر راهم قرار گرفتند. اهل تهران بود. روز اول در موقع ثبت نام یک شلوار خاکی سربازی پوشیده بود. بخشی از صورتش ماه‌گرفتگی داشت که چهره‌اش را زیباتر می‌نمود. بخشی از آستین دست چپش را بالا زده بود و دیدم با خودکار روی آن نوشته است «مامان من خوشبخت» شدم. خیلی سریع یاد فیلم دستفروش مخملباف افتادم. دکتر اسفندیار اسلامی که در کارهای ثبت نام کمک می‌کرد به دستان رامتین زل زده بود و حتماً در پی ذهنش
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها